|
فقط تویی که دم به دم تکرار می شی تو شعر من
فقط با تو بهار من رنگ می گیره دیوار تن
ای لحظه پرواز من تکرار می شی تو ساز من
ترانه های قلب من ببین فقط از تو می گن
از انتظار خسته شدم خسته تر از خسته شدم
ببین که از نبود تو پنجره بسته شدم
صدای تنهایی من کاشکی به گوشت برسه
کاشکی بگی یه روز میام بگی که تنهایی بسه
بلوایی توی قلبمه از حسرت و از فاصله
فاصله وقتی بشکنه تموم می شه این قا ئله
من آن عروسک خیمه شب بازی هستم که در ضیافت ملودی مرگ عشق تو ، زیباتر از همیشه خواهم رقصید . من به دنیا نگریستم ، دنیا نیز به من نگریست ، آنگاه در بهتی غریب با هم گریستیم . این جا مزرعه طلسم شده است ، و من مترسک آن ... کسی عاشقم نمی شود .
شعر جدیدم را برای دوستی نوشتم که در نظرات وبلاگ من از خستگی هایش گفته بود ... امیر عزیزم خستگی فقط برای تو نیست ما همه روزی خسته میشویم ، مهم این است که خستگیهایمان را بهانه نکنیم برای دلهایی که می شکنیم
شیرین ... |