تبليغاتX
دردانه هایم
دردانه هایم

خط خطی های قلبم


دیر اومدی ای رفته طعمت از دهن افتاد !

آمدی ( ! ) تقویم را بنگر ببین

روزهای رفته بر باد مرا

بی خبر رفتی و مردم نازنین

با من دیوانه بد کردی چرا ؟

اشک در چشمان و پیمان روی لب

بعد عمری دوری و بیگانگی

یک نظر بنگر به روی من ببین

می خورد آیا به من آسودگی؟

من شکستم عهد را آن شب که تو

بار تنهایی به دوشم دوختی

آمدی حالا که گشتم پر جنون

باز می گویی که بی من سوختی

حیله است بد حیله ای ... ای بی وفا

دست تو رو شد برایم کافی است

این نگاه و گریه و خواهش دگر

نزد من چون هر نفس تکراری است

 

شیرین ...

 

به من گفت گناهکارم . نزد تو آمدم تا بخواهم گناهم را ببخشی ...

تمام زندگیم تقدیم تو بود . لحظه لحظه عمرم گناه بود و ندانستم ...

به حرمت چشمانت قسمت میدهم گناهم را ببخشی ...

میدانم دوست داشتن تو یک گناه بود ...

گناهم را ببخش ...

 

شیرین ...

یکشنبه نهم مهر 1385 توسط شیرین |




jojojoonam@yahoo.com

تا انتظار فاجعه شرحی از سکوت را برای تمام لحظه هایم نجوا می کنم
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی که پاییز بهاریست که عاشق شده است ...
اگر عشق نبود ، به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم ؟
انتضار تو فقط مال منه ... سهم من از تو ... افسوس ... تورو نداشتنه !
دیر اومدی ای رفته طعمت از دهن افتاد !
نفرین به من که پر پرت نکردم مثل خودم در بدرت نکردم ! ...
کاش میشد لحظه دیدار را تمدید کرد ...
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود .
وقتی تو چشمای منی شب دیگه خوابش نمی یاد .
خوب من در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبینم ...

RSS 2.0

Designed By ParsTheme

منبع کدهای موزیک وبلاگ کلیک کنید

"" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="280" height="44">