تبليغاتX
دردانه هایم
دردانه هایم

خط خطی های قلبم


تا انتظار فاجعه شرحی از سکوت را برای تمام لحظه هایم نجوا می کنم

صندلی باید ساخت

شاید از بخت بد یک خورشید

یک چنار پر بار

خالص اما خسته

قصد یک لحظه نشستن دارد

گرچه هرگز ناید

ولی اما شاید

دل یک شبنم سرد

از برای تپشی میشکند

 

شیرین ...

ساعت بی صدا و پر سکوت دل من انگار به چهاردهمین شب ماه آنقدر وفادار است

که عقربه های خود را

در لحظه ی پسین دیدار تو خوابانده است .

شیرین

 

چهارشنبه هفتم اسفند 1387 توسط شیرین |




jojojoonam@yahoo.com

تا انتظار فاجعه شرحی از سکوت را برای تمام لحظه هایم نجوا می کنم
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی که پاییز بهاریست که عاشق شده است ...
اگر عشق نبود ، به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم ؟
انتضار تو فقط مال منه ... سهم من از تو ... افسوس ... تورو نداشتنه !
دیر اومدی ای رفته طعمت از دهن افتاد !
نفرین به من که پر پرت نکردم مثل خودم در بدرت نکردم ! ...
کاش میشد لحظه دیدار را تمدید کرد ...
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود .
وقتی تو چشمای منی شب دیگه خوابش نمی یاد .
خوب من در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبینم ...

RSS 2.0

Designed By ParsTheme

منبع کدهای موزیک وبلاگ کلیک کنید

"" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="280" height="44">