تبليغاتX
دردانه هایم
دردانه هایم

خط خطی های قلبم


وقتی تو چشمای منی شب دیگه خوابش نمی یاد .

فقط تویی که دم به دم تکرار می شی تو شعر من

فقط با تو بهار من رنگ می گیره دیوار تن

ای لحظه پرواز من تکرار می شی تو ساز من

ترانه های قلب من ببین فقط از تو می گن

از انتظار خسته شدم خسته تر از خسته شدم

ببین که از نبود تو پنجره بسته شدم

صدای تنهایی من کاشکی به گوشت برسه

کاشکی بگی یه روز میام بگی که تنهایی بسه

بلوایی توی قلبمه از حسرت و از فاصله

فاصله وقتی بشکنه تموم می شه این قا ئله

 

من آن عروسک خیمه شب بازی هستم که در ضیافت ملودی مرگ عشق تو ، زیباتر از همیشه خواهم رقصید . من به دنیا نگریستم ، دنیا نیز به من نگریست  ، آنگاه در بهتی غریب با هم گریستیم . این جا مزرعه طلسم شده است ، و من مترسک آن ... کسی عاشقم نمی شود .

 

 

شعر جدیدم را برای دوستی نوشتم که در نظرات وبلاگ من از خستگی هایش گفته بود ... امیر عزیزم خستگی فقط برای تو نیست ما همه روزی خسته میشویم ، مهم این است که خستگیهایمان را بهانه نکنیم برای دلهایی که می شکنیم

شیرین ...

شنبه بیست و چهارم تیر 1385 توسط شیرین |




jojojoonam@yahoo.com

تا انتظار فاجعه شرحی از سکوت را برای تمام لحظه هایم نجوا می کنم
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی که پاییز بهاریست که عاشق شده است ...
اگر عشق نبود ، به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم ؟
انتضار تو فقط مال منه ... سهم من از تو ... افسوس ... تورو نداشتنه !
دیر اومدی ای رفته طعمت از دهن افتاد !
نفرین به من که پر پرت نکردم مثل خودم در بدرت نکردم ! ...
کاش میشد لحظه دیدار را تمدید کرد ...
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود .
وقتی تو چشمای منی شب دیگه خوابش نمی یاد .
خوب من در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبینم ...

RSS 2.0

Designed By ParsTheme

منبع کدهای موزیک وبلاگ کلیک کنید

"" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="280" height="44">