تبليغاتX
دردانه هایم
دردانه هایم

خط خطی های قلبم


زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود .

سلام ... مدتهاست سکوت  کرده ام و برای دردانه هایم چیزی ننوشته ام .

این سکوت نشان از نبودنم نبوده من حرفهای زیادی برای گفتن داشتم   ...

این گفتنی ها مدتها بر روی دلم انباشته شد که حاصلش خط خطی هایی شد که

امروز برایتان می نویسم . اما قبل از خواندن آنها حرفی دارم با یکی از عزیزترین

دشمنانم ... :

عزیزم این که تو شعر های من را از اینجا کپی کنی و به نام خودت

ثبت کنی به حال من هیچ فرقی ندارد . باور کن این رو جدی میگم .

برای من همین کافیست که مرد بارانی من خط خطی هایم را می خواند .

اما این رسمش نیست که در قالب دوست باشی و دشمن وار عمل کنی .

 

شیرین ...

پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 توسط شیرین |




jojojoonam@yahoo.com

تا انتظار فاجعه شرحی از سکوت را برای تمام لحظه هایم نجوا می کنم
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی که پاییز بهاریست که عاشق شده است ...
اگر عشق نبود ، به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم ؟
انتضار تو فقط مال منه ... سهم من از تو ... افسوس ... تورو نداشتنه !
دیر اومدی ای رفته طعمت از دهن افتاد !
نفرین به من که پر پرت نکردم مثل خودم در بدرت نکردم ! ...
کاش میشد لحظه دیدار را تمدید کرد ...
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود .
وقتی تو چشمای منی شب دیگه خوابش نمی یاد .
خوب من در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبینم ...

RSS 2.0

Designed By ParsTheme

منبع کدهای موزیک وبلاگ کلیک کنید

"" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="280" height="44">