تبليغاتX
دردانه هایم
دردانه هایم

خط خطی های قلبم


نفرین به من که پر پرت نکردم مثل خودم در بدرت نکردم ! ...

 

                                          

تا دلم غم می گیره , گریه میاد روی چشام

 

 نمی شه چیزی بگم , لرزه می افته به صدام

دیگه چشام نمی خوان به هیشکی اعتنا کنن

دیگه لب هام نمی خوان هر کسی رو صدا کنن

دوست دارم تنها باشم  , یه گوشه تنها بشینم

تو خودم زل بزنم  , گذشته هامو ببینم

یه روزی منم مث شما دلم خنده می خواست

توی شعر عاشقی   , یه قلب دل زنده می خواست

اگه شب هام واسه من ستاره بارون نمی شد

دیگه آسمون برام مثال زندون نمی شد

نمی شه ساعت خاطراتمو پس بکشم

رو غبار آینه گذشته هام دست بکشم

 

می ریزه خاطره هام  , پرپر لحظه ها می شه

ورقای دفتر گذشته ها رها می شه

یه صفحه ش نوشته یادت نمیاد  , منم یه روز

که می خواستی بری آتیش بزنیم بگی بسوز

چه جوری دلت میاد محرم شب هات بمیره

می دونم من که برم شباتو ماتم میگیره

اون منم ورق سیاه که توی دفتر نشسته

با صدای غم گرفته  , ساقی نامه می نوشته

غم دخترک منم  , افتاد دوروبر خاک

تو شدی خاطره خالی  , شدی از عاطفه پاک

دیگه با هرکی بدی  , بد که نمی شه واسه ما

 

نکنه بری بگم گرفته بودیم سر کار

داری رد می شی یه لحظه قدمی نگه دار

حالا که روی  خاطره هات باد غربت می شینه

دیگه از خدا می خوام شبات ستاره ببینه

دیگه بین من و تو هرچی که  بود تموم شده

می خوام اعتراف کنم که عمر ما حروم شده

آخه من منتظر اومدن سفر بودم

می دونستم که برات یه متن بی اثر بودم

نمی شه ساعت خاطراتتو پس بکشم

رو غبار آینه گذشته هات دست بکشم

 

شیرین ...

 

سکوتم را شکستم که بگویم من هنوز هم از تو می نویسم ... اما از تو نوشتن سخت است آنهم در دل یک کاغذ کوچک سپید ... مهربانم جسارتم را نادیده بگیر من جمله ام را تصحیح می کنم :

امشب دلم گرفته بود گفتم باز هم

                                          به خاطر تو بنویسم .

 

شیرین ...

                                         

 

 

پنجشنبه نهم شهریور 1385 توسط شیرین |




jojojoonam@yahoo.com

تا انتظار فاجعه شرحی از سکوت را برای تمام لحظه هایم نجوا می کنم
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی که پاییز بهاریست که عاشق شده است ...
اگر عشق نبود ، به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم ؟
انتضار تو فقط مال منه ... سهم من از تو ... افسوس ... تورو نداشتنه !
دیر اومدی ای رفته طعمت از دهن افتاد !
نفرین به من که پر پرت نکردم مثل خودم در بدرت نکردم ! ...
کاش میشد لحظه دیدار را تمدید کرد ...
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود .
وقتی تو چشمای منی شب دیگه خوابش نمی یاد .
خوب من در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبینم ...

RSS 2.0

Designed By ParsTheme

منبع کدهای موزیک وبلاگ کلیک کنید

"" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="280" height="44">